محمد تقي جعفري

387

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مىكند و كليد برق در دست ما است و هر لحظه كه بخواهيم مىتوانيم با قطع رابطهء الكتريكى او را از حركت باز داريم واو به روى زمين بيافتد ، ولى به ارتباط الكتريكى آن شخص ادامه مىدهيم ، او مىرود و به آن شخص مىرسد ، يكى از دو كار را انتخاب مىكند و عملى مىسازد . در اين جريان دخالت ما در بارهء كار صادر از شخص مفروض ايجاد قدرت وادامه توانايى آن شخص است كه حتى در تمام لحظاتى كه كار را انجام مىداده است ، ما دخالت نيرو بخشى در او داشتيم ، اما انتخاب كار مستند به خود او مىباشد . و اين مثال بسيار عالى ورسا است تبصره - جاى تعجب است كه جلال الدين با آن همه اطلاع وسيعى كه در معارف اسلامى دارد ، بچه علت موضوع امر بين الامرين را كه در عنوان ابيات مورد تفسير وتحليل در آورده است ، به گويندگان اصلى آن كه ائمه طاهرين هستند ، نسبت نمىدهد گمان نمىرود كه جلال الدين وحشت وبيمى از اين اسناد داشته است ، زيرا او آزادتر از آن بود كه عوارض بىاهميت مسير او را عوض كند . لذا بايستى در اين گونه مسائل ، موقعيت خاص جلال الدين را در زندگى فردى واجتماعىاش بيشتر مورد تجزيه وتحليل قرار داد تفسير ابيات مؤمن در پاسخ آن جبرى مىگويد : حالا كه حرفهاى خودت را گفتى وشطرنج بازىهاى فكرى وخيالى خود را صورت دادى ، گوش فرا ده تا پاسخت را بگويم وبساط بازىهاى خودم را در مقابل بازيهايت بگسترانم . نامهء پوزش از ايمان آوردنت را با نشاط وحماسه خواندى ، اكنون به نامهء الهى من گوش فرا ده كه براى تو بخوانم . در بارهء قضا وقدر الهى داد سخن دادى وجبر را از آن نتيجه گرفتى . لحظاتى هم با خود باش وببين كه ( ( 2967 ) ) اختيارى هست ما را در جهان حس را منكر نتانى شد عيان مگر خداوند به تو حس عنايت نكرده است ، با خود به مبارزه برمخيز و اين